امروز

 

صبح رفتم استادمو دیدم. خدا رو شکر فایلی که براش فرستاده بودمو که نخونده بود، گفت گذاشتم برای راه برگشت که برمی گردم خونه مون (خونه اش یه شهر دیگه است)، تو قطار بخونم. بعدا برات کامنت میذارم می فرستم.

یه سری سوالم من پرسیدم که تلاش کردیم با هم به یه نتیجه ای برسیم. واسه بعضی هاش که رسیدیم ولی یه نکته رو معلوم شد که استاد کلا اشتباه فهمیده!! یعنی اصلا چیزی که تو ذهن استاده با اون الگوریتیم که ما تو پروپوزال نوشتیم متفاوته!!! حالا قرار شده من یه سری آمارایی رو در بیارم برای داده هام تا معلوم بشه که کدوم روشو به کار بگیریم، روش من در آوردی استادو یا روشی که به صورت رسمی قبلا استفاده شده و همه ی دنیا میشناسنش!

از اون طرف، دیروز گفتم که gold standard رو ندارم. همون دیروز ایمیل زدم به یکی از مسئولایی که داده های اصلی رو تهیه کردن و گفتم بی زحمت داده ای درست رو هم بهم بدین که هنوز جوابی نگرفتم. از اون طرف تر، به اون بنده خدایی که تزش شبیه مال من بود و من به خاطر اون مجبور شدم چهار پنج ماه درگیر نوشتن پروپوزال بشم ایمیل زدم که تو که قبلا روی این داده ها کار کردی حتما داری دیگه، بی زحمت به منم بده. امروز ایمیل زده، یه آدرس روی سرور دانشگاه داده (همون آدرسی که توش داده های اولیه هست ولی داده های درست و ارزیابی شده نیست)، میگه اینجا رو نگاه کن شاید توش باشه!! من داده ها و برنامه ای که باهاش سیستمتو ارزیابی می کنی از فلانی گرفتم!!! حالا من سوالم اینه که اگه این بنده ی خوب خدا خودش قبلا (وقتی که داده ها رو لازم داشت) اون آدرس رو روی سرور چک کرده و داده های ارزیابی اونجا بوده، خب چرا از فلانی گرفته دیگه؟!! اگه چک کرده و اونجا نبوده، چرا فکر می کنه الان هست؟! ضمن اینکه آخرین آپدیت اون فولدری که میگه مال سال 2010 هست. واقعا من نمی فهمم چرا هر بار من باید چند بار بهش ایمیل بزنم که بهم بده داده ها رو!!

حالا فعلا که دستمون مونده تو حنا که ایشون داده های ارزیابی رو به ما بده تا بفهمیم تکلیف بقیه ی زندگیمون چیه و قراره تو کدوم شهر باشیم!!

----

دیروز صبح می خواستم روزه بگیرم، ولی صبح یادم رفت آب خوردم. کلا من از صبحا از خواب پا میشم کلی آب می خورم. امروز یادم نرفت، آب نخوردم که روزه بگیرم، چیزی نیست یه 20 روز دیگه روزه بگیرم تموم میشه چشمک. از ظهر خوابیدم تاااااا ساعت 4 اینا. البته اولش نمی دونم چرا همه اش استرس تیکه ی آخر پیاده سازیم رو داشتم. یه تیکه از داده ها مونده که پیاده سازی کنم. همه اش هی یه ساعت اول خوابم فکر می کردم این طوری گیر داره و پیاده سازی نمیشه!!

----

قراره افطاری بخورم (نمی دونم همسر قراره چی منو مهمون کنه برای افطاری مژهنیشخند) و بعدش با همسر بریم ببینیم بالاخره همسر یه کفش ورزشی می پسنده یا نه! اون روز گفتم قرار شد بچه ها برن ورزش این پنج شنبه. حالا الان پنج شنبه شده و طبق تمام دفعه های دیگه که قرار ورزش گذاشتن، همسر میگه من کفش ورزشی ندارم نیشخند. حالا نکته این نیست که کفش نداره، نکته اینه که وقتی میریم کفش می خریم به کفشای ارزون راضی نمیشه، یا هیچی نمی خره یا کفش گرون میخره که بعدا میگه خب کفش (مثلا ) 80 یورویی (که تازه با تخفیف شده این قدر) رو که دلم نمیاد تو ورزش بپوشم! من کفش ندارم خنثی. و باز همون آش و همون کاسه!!

حالا امیدوارم این دفعه همسر یه جفت کفش ارزون بخره که دلش بیاد باهاش ورزش کنه چشمک.

----

امروز به خودم مرخصی داده بودم، آخه این یکی دو هفته رو واقعا خیلی سخت کار کرده بودم چشمک.

---

پی نوشت 1: خدایا، تو که می دونی من افطاری ها بیشتر حواسم به غذاس تا به تو، خودت برای من و همه ی اونایی که همیشه التماس دعا داشتن و دارن دعا کن، من یادم میره چشمک.

پی نوشت 2: خدایا، من چون یادم میره سر افطار دعا کنم الان که قبل از افطاره دعاهامو می نویسم، بی زحمت خودت دم اذون اینا رو لحاظ کن:

خدایا، ما زیادی درگیر دعا کردن برای کارای دنیامونیم، تو برای آخرتمون دعا کن و آخرت ما رو به خیر کن.

خدایا، از همین کارهای دنیا هم ما گاهی وقتا انقدر درگیر کارای کوچیک (مثل درخواست کار و تحصیل و پول و خونه و این چیزا) هستیم که یادمون میره راجع به کارای بزرگ ( مثل سلامتی و پدر و مادر و خانواده ی خوب و آرامش و این چیزا) ازت درخواست کنیم، خودت این نعمت های خوبت رو برای ما نگهدار.

خدایا، به همه ی اونایی که عزیزی رو از دست دادن، مخصوصا آفرین خانم صبر بده و امواتشون رو بیامرز. اگر دوست داشتی گوشه ی چشمی هم به اموات ما داشته باش.

خدایا، میگن آدم اول باید برای همسایه اش دعا کنه، بعد برای خودش. ما که همسایه مونو نمیشناسیم (از بس بدیم) ولی تو هرچی خودت صلاح می دونی و همسایه های ما بهشون نیاز دارن، بهشون بده.

خدایا، من اگه این همه چیز میز می خوام در قبال یه روز روزه گرفتن، واسه این نیست که روزه ی من این همه لیاقت داره، واسه اینه که تو خیلی بخشنده ای، پس ما رو از بخشندگیت محروم نکن.

خدایا، به زندگی همه ی اونایی که این نوشته رو می خونن خیر و برکت بده.

خدایا، قبل از اینکه به ما پول یا ثروتی بدی، قدرت بخشیدنش رو بده.

خدایا، هرجای این نوشته گفتم ما، منظورم من و خانواده ام نبود، منظورم تمام کسایی بود که با من هم عقیده ان و با این حرفا موافقن، بی زحمت خودت حواست به همه شون باشه، شاید بعضی هاشون نتونن روزه بگیرن و سر افطار برای خودشون دعا کنن.

خدایا، برای همه ی مریضا شفا بفرست، و اگر نمیشه، بهشون قدرت تحمل بیماریشونو بده.

خدایا، مطمئنا دعاهای بهتری هم هست، ولی الان چیز دیگه ای به ذهن من نمی رسه. اگه یادم رفته، خودت تا قبل از اذون یادم بنداز.


/ 5 نظر / 2 بازدید
لیلی

این آدمی که داده ها رو داره مگه براش پول داده که این طوری دور سر می گردونه. خب بگه من این ها رو استفاده کردم والسلام. نکنه پول می خواد؟ در مورد دعاها میگم به خدا بگو هر چی خودت می دونی برام خوبه دیگه خسته نشی اینها رو هم نوشتی ولی گذشته از همه اینها الهی آمین برای این دعاهای ظریف

صبا

منم امروز بعد از دو روز کار!!! به خودم استراحت دادم و دقیقا وقتی میخوام بخوابم استرس گیر کردن کد و جواب نگرفتن و جواب بدتر گفتن میاد سراغم و واسه همین باعث میشه اولش درست نخوابم و در نهایت دیرتر بیدار شم. خوش به حالت روزه میگری. این روزا خیلی واسه روزه گرفتن مناسبه و منم که عقده ی ماه رمضون مونده رو دلم ولی متاسفانه نمیتونم روزه بگیرم. یه سوال: تز شما یه قسمت از یه پروژه بزرگتر هست یا مدل تزهای ایران یه موضوع مستقله، موقع دفاع باید پیپر داشته باشین؟

صبا

چه خوبه که به مقاله گیر نمی دن. تو دانشکده ما که دانشجوی دکترا بدون ISI حق دفاع نداره. کارشناسی ارشد هم اگر ژورنال باشه نمره ش از 20 کم میشه و گرنه از 19.5 و اگر پیپر هم نداشته باشه از 18.5 . یه سوال دیگه: هزینه شرکت در کنفرانس ها و رفت آمد و ... از گرنت استاد کم میشه؟

مامان محمدرضا

عزیزم عبادتت قبول بانو[گل] دعاهای قشنگت حتما مستجاب میشن[گل]آمین[گل]

مشتاق

الهی آمین @};-