امروز

 

امروز از صبح تمام وقتم سر یه کار رفته که واقعا ارزش علمی نداره. واقعا نمی فهمم چرا استاد اجازه نمی ده این کارا رو بدم یکی دیگه انجام بده.

به هر حال اون کاری که قرار بود تا ساعت 12 انجام بدم، یعنی طبق برنامه ریزی خودم میخواستم تا قبل از ظهر تموم شه، تازه الان تموم شد، با چهار ساعت تاخیرخنثی. البته من واقعا هیچی از وقتمو تلف نکردمناراحت، ولی خب طول می کشید دیگه.

به هر حال الان می تونم برم سراغ مرحله ی بعدی.

مهمون هم اومدیم دعوت کنیم این وسط که فعلا هنوز جواب ندادن! اصلا مهمون باید این طوری باشه بهش زنگ می زنی میگی بیا خونم، بگه چشم! حالا فکر کنم، بعدا جواب میدم و از این حرفا نداریم که... یکی دیگه از بچه ها رو هم میخواستیم دعوت کنیم که گفتیم خب بذار این جواب بده، اگه گفت میام اونم دعوت می کنیم. که فعلا منتظریممنتظر

یه ایمیلم امروز یکی از بچه ها بهم زده که دعوتم کنه واسه سه شنبه عصر بریم کافی شاپ یه چیزی بخوریم، که البته به جز من یه نفر دیگه رو دعوت کرده و گفته اگه اونم میاد که فیکس کنیم و با هم بریم ولی من میدونم که اون بنده ی خدا الان یه شهر دیگه است و تا سه شنبه هم بر نمی گرده! این جوریه که مهمونی ایرانی ها هیچ وقت درست و حسابی نمی شه چون همیشه اومدن یکی به اومدن شیش نفر دیگه وابسته است.نیشخند.

البته من به دوستم گفتم که اون بنده خدا الان یه شهر دیگه است و اونم گفت خب باشه خودمون میریملبخند

/ 0 نظر / 2 بازدید