تازه کار

 

امروز دوباره رفتم اداره اقامت که بگم بانک گفته تو اشتباه کردی، باید مبلغو عوض کنی. اول که براش توضیح دادم و متوجه نشد. بعد از سه بار که براش حساب و کتاب کردم متوجه منظور من شد.

البته، تقصیر اون بنده خدا نیست، به وضوح تازه کاره! من اون دفعه ها که میرفتم مسئول قبلی بود، هنوز حرف من تموم نشده بود می گفت باید این کارو بکنی، اون کارو بکنی. این بنده خدا کلی براش توضیح میدی آخرش میگه بذار بپرسم نیشخند.

خلاصه، اول که گفت نه مبلغ باید همین باشه چون اون نامه ای که به من داده بود، یه نامه ی از پیش نوشته بود، یعنی یه تمپلت بود توی سیستمشون که این فقط مبلغ رو وارد می کرد و بعد پرینت می گرفت. اون متن هم طوری نوشته شده بود که لازمه اش این بود که همون مبلغ زیاده (که 1300 یورو بیشتر بود) رو فقط می شد توش نوشت.

بالاخره، من کلی براش توضیح دادم که اون دفعه همکارتون گفته که راه در رو داره، میشه من همون مبلغ کم رو بدم، شما دوباره همین نامه رو با اون مبلغ کم بنویسین مشکلی پیش نمیاد.

گفت صبر کن بپرسم. زنگ زد یه جای دیگه و قضیه رو براش توضیح داد، اونم گفت اصلا نمی خواد بره بانک و اون کارای اداری رو انجام بده، همین جوری اکی ه، براش درست کن بده بهش خنثی.

چون در جریان این جور کارا نیستین، الان خیلی درک نمی کنین من چی میگم، برای اینکه بهتر بفهمین باید بگم مثل اینکه شما دارین با یه نفر سر 10میلیون تومن پول بحث می کنین، بعد طرف گیر داده که الا و بلا باید این 100 تومن رو بدی، تازه اونم با کلی دنگ و فنگ اداری (آخه بانک هم برای دادن اون برگه ای که اینا می خواستن 25 یورو می گرفت!)

خلاصه که بالاخره خدا رو شکر فعلا اکی شده و گفت ساعت 2 بیا ببر. حالا امیدوارم 2 که میرم دیگه دنگ و فنگ دیگه ای نداشته باشه!

---

پی نوشت: دارم به وقتی فکر می کنم که من کارمو تازه شروع کنم خیال باطل، احتمالا دیگران هم همین حسو نسبت به من دارند چشمک

 

/ 0 نظر / 2 بازدید