گروهمون خداحافظی کرد

 

امروز عصری یه ایمیل گرفتم از یکی از بچه های گروه خودمون (یعنی ما بچه هایی که با استاد ایکس کار می کنیم). ایمیل زده بود به همه ی بچه های دانشکده که گروه ایکس می خواد خداحافظی کنه. این هفته، هفته ی آخر کار من و فلانیه (یکی دیگه از بچه های گروه). هر کی دوست داره بیاد اتاق ما تا با هم خداحافظی کنیم.

فقط من نمی دونم مگه من و اون یکی دیگه از بچه ها که دانشجوهای این استادیم برگ چغندریم که میگه گروه خداحافظی می کنه؟سوال

البته فکر کنم علتش این باشه که فقط این دو تا میرفتن دانشکده. ما دو تای دیگه از خونه کارامونو انجام میدیم. به این ترتیب گروه ما هم دیگه داره منحل میشه. اوستا که رفت یه دانشکده ی دیگه. بچه ها هم که کم کم دارن پراکنده میشن.

ایرانی های شهرمونم که دیگه کم کم دارن پراکنده میشن. مثل اینکه همه کم کم دارن یه مرحله ای از زندگیشونو طی می کنن و وارد مرحله ی بعد میشن. ان شاءالله که ما هم زودتر تموم کنیم و بریم ببینیم غول مرحله ی بعد چیه!


/ 5 نظر / 3 بازدید
صبا

چه همه چی هم با هم داره تموم میشه[عینک]

َسمانه

باز دوستای جدید پیدا می کنی. ولی حس می کنم احساس دلتنگی داری (همون دپرس بلاد کفر) معمولی قوی باش![تایید]

مریم

یه سوال بپرسم؟ اگه بگم کل این سه سال زندگی و تحصیل رو در المان تو یه جمله خلاصه کن چی میگی؟

مریم

ولی دقیقا من میخواستم جمع بندی احساست رو در اینجا بدونم. اگرچه برای منی ک بیشتر پست هات خوندم حدسش کار سختی نیست. اکی. موفق باشی

امید

یعنی از آلمان اومدن راضی هستین؟ اگه سه به سال پیش برگردین بازم میرین آلمان؟ اصلا چرا آلمانو انتخاب کردین؟من خودم عشق آلمانم ولی شما هم که مشکل زبان آلمانی دارین(از نوشته هاتون درک میشه) چرا آلمان رو به بقیه ترجیح دادین؟