مهمونی

 

خب مهمونیمون تموم شد و برگشتیم خونه. البته هر کس مهمون خودش بود نیشخند، ولی خب دور هم بودیم دیگه و کلی خوش گذشت.

اولش که توی ایستگاه اتوبوس یکی از بچه ها رو دیدیم که داشت می رفت همون رستورانه. گفت شما هم همونجا میاین گفتیم آره. گفت پس چرا میل نزدین؟! بعد معلوم شد که همسر که ایمیل زده، اشتباها به جای اینکه به همه reply کنه، فقط به یه نفر ریپلای کرده و اون یه نفرم شخص دعوت کننده نبوده نیشخند.

به هر حال با هم رفتیم تا رستوران و بعد از چند دقیقه اون یکی بچه ها هم اومدن و رفتیم تو. یه نیم ساعتی به منو نگاه کردیم و به گارسون گفتیم منتظر یکی از دوستامونیم، آخه یه نفر هنوز نیومده بود. بالاخره اونم اومد و سفارشامونو دادیم و دوباره نیم ساعتی به همدیگه نگاه کردیم تا وقتی غذا آماده شد و آوردن.

بعدش هم که عین خوان مغول حمله کردیم و همه چی رو در چشم به هم زدنی میل نمودیم چشمک. بعدش هم دوباره نیم ساعتی نشستیم و بحث و این حرفا کردیم راجع به جمعیت.

دیدین بیلبوردای جدیدی که توی اینترنت عکساش اومده؟ واقعا الان تو ایران از اینا گذاشتن؟!!!: فرزند بیشتر، زندگی شادتر!

خلاصه، بعد از تموم شدن بحثامون، رفتیم مک دونالد، بستنی خوردیم. اونجا هم دوباره نیم ساعتی نشستیم حرف زدیم!! بالاخره بلند شدیم اومدیم خونه مون. البته یه تیکه از راهو پیاده اومدیم که با توجه به اون همه غذایی که خورده بودیم خیلی مفید بود ولی من هنوزم حس ترکیدن دارم!

تو راه که بودیم برف می اومد، خیلی نرم نرم و کم کم البته.

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
عزال

ایشالا همیشه خوش باشین[قلب] چی بگم از بیلبوردا!!!حرف نزنم بهتره!!!! فقط میتونم بگم خااااااااااااااااک بر سرشون!

صبا

نه واقعا اینا فکر کردن دیگه هر چی بگن مردم گوش میکنند، طرز فکر جامعه ما داره میره به سمت بچه دار نشدن، یعنی دیگه کار از تک فرزندی،2 فرزندی گذشته، بعد اینا میان بیلبورد میسازن[خنثی]

صبا

البته الان تمام لوازم تنظیم خانواده رو پولی کردن و گرون و کمیاب!! حتی دانشجوهای رشته های علوم پزشکی هم دیگه درس تنظیم خانواده ندارن!! و معمولا هم جمعیت کم سواد و دچار فقر فرهنگی مجددا از انی تصمیماتشون آسیب می بینه [ناراحت]