یه روز آروم

 

امروز از اون روزاست که واقعا آخر هفته است! همه جا ساکت ساکت، پرنده هم پر نمی زنه. هوا هم خدا رو شکر از صبح کاملا آفتابیه ولی دیگه سرد شده. اسبا رو هم دوباره آوردن واسه چرالبخند. یه سری اسب هستن که توی تابستون که هوا کاملا گرم بود هر روز می آوردن این چمنای نزدیک ما رو بخورن. از ساختمون ما دیده میشن راحت، همین نزدیکن. امروز دوباره اینجان! این یعنی هوا گرم شدهچشمک.

ناهار هم یه چیزی پختم که واقعا نمی دونم اسمش چی بود! یه کمی ماهی از دیروز مونده بود، اونا رو به علاوه ی بادمجون (!!) به علاوه ی  نخودسبز،هویج و رب قاطی کردم شد خورش ناهار، سیب زمینی هم سرخ کرده بودم کنارش!!! فکر کنم علت اینکه قابل خوردن بود همون سیب زمینی ها بودنیشخند.

به همسر هم که پیشنهاد دوچرخه سواری دادم که رد شد! الانم که دیگه رفت با دوستش چت کنه، بلکه مشکل برنامه اش حل بشه. کم کم دارم نگرانش میشم، یه خرده زیادی طول کشید این گیر کردن پروژه اش... امیدوارم زودتر حل بشه.

/ 0 نظر / 2 بازدید