چیزایی که امروز یاد گرفتم/حاشیه

 

دیروز دوباره جلسه ی قرآن خونیمونو داشتیم. اون قدر نکته ی خاصی نداشت که بخوام بنویسم (بعضی چیزا بحث کردن راجع بهش قشنگه، ولی موقع نوشتن، آدم نمی تونه جمع بندی بکنه و بنویسه)، فقط یه نکته شو که برای خودم جدید بود می نویسم براتون:

آیه ی 144 سوره ی بقره ( ... فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ) میگه تو رو به قبله ای که بهش خوشنود بشی برگردوندیم.

علتش اینه که علی رغم اینکه قبله ی مسلمونا همیشه از ابتدای کار (تا قبل از عوض شدن قبله) بیت المقدس بوده، از اونجایی که همیشه اجداد پیامبر و حضرت ابراهیم و غیره از مکه به عنوان قبله استفاده می کردن، پیامبر به کعبه تمایل داشته. اما خب چون خدا قبله ی مسلمونا رو برای نماز خوندن بیت المقدس انتخاب می کنه، پیامبر هم چون و چرایی توش نمیاره.

و اینجا خدا این موضوعو به پیامبر یادآوری می کنه یعنی ما می دونیم که تو قلبا به سمت کعبه تمایل داشتی و تو رو به سمت قبله ای برگردوندیم که بهش راضی و خوشنود بودی.

--

خب حالا بریم سراغ مهمونیمون به عنوان مهمونی و حاشیه هاش چشمک.

قبل از اینکه همه بیان و بحثو شروع کنیم، راجع به دو تا تابلو صحبت کردیم که روی دیوار خونه ی دوستامون بود. هر دو تا رو خانوم خونه کشیده بود. یکیش یه تصویر درخت با دو تا پرنده روش و یه سری چیزای دیگه. یکیش از اینا که سطل رنگو می پاشی، هیچ شکل خاصی هم توی نقاشی نیست!

خانومه می گفت این نقاشی رو (دومی رو) به خاطر همسرم کشیدم. خیلی از این مدل نقاشی ها خوشش میاد. سفارشی اینو کشیدم. تو تمام مدتی هم که می کشیدمش، هی می گفتم خب این چیه الان من دارم می کشم؟ همین طوری دارم رنگا رو می ریزم روی بوم!

خلاصه بحث سر این شد که چرا یه عده این مدل نقاشی هایی که مشخص نیست چه مفهومی رو می خواد برسونه رو دوست دارن؟ اصلا تفسیر این مدل نقاشی ها چیه؟ آیا واقعا نقاش چیزی رو می خواست برسونه؟ خب چرا یه جوری نمی کشه که آدم بفهمه هدف طرف چیه؟ این طوری هر کس یه برداشتی داره.

آقای خونه می گفت خب دقیقا خوبیش همینه. هر کس می تونه یه برداشتی از این نقاشی داشته باشه. اکثر مایی که اونجا بودیم، با نقاشی هایی موافق بودیم که خودش بخواد یه مفهومی رو برسونه. حالا اگه تا یه حدیش رو بذاره به عهده ی خودمون که برداشت کنیم هدف چیه اشکالی نداره. اما نه اینکه یه سری رنگ رو بپاشن روی بوم، بگن این نقاشیه!

حالا این وسط یکی از بچه ها یه مثال جالبی آورد از این نقاشی ها، میگه مثل اینه که ما بریم سینما، برفک نشون بدن، بگن این فیلمه! هر کی هر برداشتی می خواد بکنه خنده.

--

بعد از جلسه، رفتیم راند بعدی که سالاد ماکارونی بود! یادتونه یه زمانی قرار بود مهمونی هامون ساده باشه؟ الان به این وضع افتادیم! البته من اتمام حجت کردم، گفتم دفعه ی بعد نوبت مائه، اصلا هم بهتون شام نمی دیم. حالا شما هرچی می خواین هی درست کنین!

البته خانوم خونه گفت این به خاطر دفاع همسرشه (تخصصشو گرفت) که همون جا همسرش گفت البته من خودم نمی دونستم به خاطر اینه نیشخند. می گفت شما (رو به یه سری دیگه از بچه ها) باب کردین شام درست کردنو!

هنوز شامو کامل نخورده بودیم که میگه یه کمی جا تو معده هاتون نگه دارین. یه کمی کیک هم هست! یه کیک شکلاتی و یه کیک آلبالویی هم خریده بودن.

اونا رو هم میل کردیم و باز همچنان نشستیم سر حرف زدن! از ساعت شیش من اونجا بودم تاااااا 10 و نیم!! دیگه ده و نیم رفع زحمت کردیم! همسر چون کار داشت، نتونست بیاد. بچه ها هم کلی منو مواخذه کردن که همسر چرا نیومده. آخه دفعه ی پیش هم همسر نیومد. منم بهشون گفتم (هرگز یه ایرانی رو تهدید نکنین،) یه وقت دیدین همسر کلا انصراف دادها چشمک.

 

/ 7 نظر / 25 بازدید
Ella

خوب من الان می خوام یه کامنت بلند بالااا بذارم! از اونجا که این جور چیزا رشته تخصصی من هست، احساس وظیفه می کنم بیام یه سری چیرا رو روشن کنم[نیشخند] به زبون ساده اون رنگ پاشیدن ها!! یعنی «اکسپرسیونیسم انتزاعی» این جنبش بعد از جنگ جهانی دوم و در آمریکا به شدت پرطرفدار میشه، معروفترین هنرمندان وابسته به این سبک هم (Jackson pollock)، (Arshil Gorky)، (De Kooning) و ... هستند که جکسن پلاک توی ایران خیلی پرطرفداره! حالا این جنبش برای چی به وجود می آد و چی میشه که مفصله، فقط نکات مهم اینه که این پاشوندن رنگ نیست! این بیان صرف هنری محسوب میشه، هنرمندانی که این سبک رو کار می کنن باورشون اینه که باید قواعد و تکنیک های سنتی نقاشی کلا کنار گذاشته بشه! برای مثال در این سبک موضوع حذف میشه! رنگ و بیان احساس می مونه. یه چیز دیگه هم اینکه این سبک اولین سبکی هست که با کار هنرمندان اروپایی و آمریکایی کنار هم به وجود می آد (به خاطر شرایط بعد از جنگ که کلی از هنرمندان به امریکا مهاجرت کردند) و قرار بوده تجلی روحیه بین المللی باشه! حالا نکته مهم اینه که هنر مدرن کمتر قصد بازنمایی داره! و اکسپرسیونیسم انتزاعی به هیچ وجه

محمد

سلام دکتر تو رو به خدا نظرا زو تایید کنید راستی وبلاگت عالیه نکات کلیدی خوب زیاد داره.

محمد

خیر این تیکه آخر رو خوب اومدید هرگز یک ایرانیو تهدید نکنید اینجا روی این جمله یک هفته داستان و افسانهه ساخته بودن ..... پس چرا تعداد نظرات 0 زده ببخشید زود قضاوت کردم

قاسم

سلام. بحث جالبی درباره سبک نقاشی ها داشته اید؛ من هم خیلی از این نقاشی های مدرن که به نظرم از روی بی حوصلگی رنگها را از سر بی حوصلگی روی بوم پخش میکنند و خط خطی میکنند، نه چیزی سر در میارم نه دوستشان دارم!

محمد

چند وقته میخام کامنت بذارم نمیشه الان نمیدونم اینم نمیاد یا نه!!!

علی ت.

در مورد بحث نقاشی که فرمودید، این گونه آثار در سبک های مختلف هنری وجود دارد و وجه تمایز آن ها در مفاهیم آن سبک خاص نهفته است و برای اینکه تشخیص دهید هر اثر با چه شاخه و تفکری مرتبط است، لازم است تا در مورد همه آن ها به طور دقیق مطالعه کنید. با توجه به گستردگی مبحث، بهتر می بینم بیش از این در اینجا توضیح ندم و کسب اطلاعات رو به عهده علاقه مندان کنجکاو بگذارم. بنابراین بهتر است خودتان در ویکیپدیا جستجو کرده و نیز نقاشی های هر سبک را در قسمت تصاویر گوگل جستجو نمایید تا انواع مختلفی از آثار را در هر سبک هنری بیابید. حتی می توانید نمونه های بسیار متنوع تری را در جنبش های هنری شکل گرفته در طول تاریخ پیدا کنید که اتفاقا مکان مناسبتری برای جستجوی آثار عجیب و غریب مورد نظر می باشد، هر چند که آن ها را به یک شکل بنگرید، اما تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. https://en.wikipedia.org/wiki/Painting#Painting_styles https://en.wikipedia.org/wiki/Art_movement

مجتبی

سلام من هر وقت بتونم میام وبلاگتو میخونم، خیلی باحوصله و خوب مینویسی برات ارزوی موفقیت میکنم