پدر/فرزند

 

پریروز که زنگ زدم، بابام رفته بود حموم. رفته بود غسل میت کنه، چون مامانشو بعد از فوت بوسیده بود و ناز کرده بود...

امروز دوباره زنگ زدم. فقط بابا خونه بود. غمگین بود، خیلی غمگین و بی حواس بود، خیلی بی حواس. پرسید خونه تون کجاست. نمی دونم دقیقا برای چی پرسید؟ شاید نمی دونست من کدوم دخترشم، یا شاید یادش نمی اومد که من الان ایرانم یا نه...

تنها بود، بقیه رفته بودن مسجد برای مراسم عزا.

مطمئنا برای اون، غصه ی رفتن همیشگی مادرش یه طرف غصه ی نبودن بچه هاش دور و برش یه طرف...

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
عاشق کوهستان

خدا حفظشون کنه ... در ایام براشون دعا کنید و هر روز بهشون زنگ بزنید و صداشون بشنوید و لذت ببرید ... البته بفرمائید تنهاش نگذارند