چیزایی که امروز یاد گرفتم

 

از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

قبلا دو تا نقل قول گفتم از کتاب که گفته بود کشته شده های سپاه امام حسین 72 نفر بودن. حالا اینو هم بگم که یه جای دیگه که نوشته هر قبیله ای چند تا سر آورده (!!)، جمعش میشه 70 تا و البته کتاب هم ذکر می کنه که کل این سرهایی که آوردن شده 70 تا (البته دقت کنیم که یه احتمال می تونه این باشه که دو نفر وجود داشتن که سرشون رو نبریدن که ببرن).

بعد در ادامه ی کتاب کسایی که از هاشمی ها کشته شدن رو اسم می بره. من این وسط یه چیزی رو نفهمیدم. در مورد کسایی که من حدس می زنم بچه های امام حسین باشن (با فرض این که حسین بن علی دیگه ای به جز امام حسین توی اون سپاه نبوده باشه!)، این طور میگه که:

"علی بن حسین بن علی کشته شد، مادرش لیلی دختر ابوعمره بن عروه بن مسعود ثقفی بود"

"علی بن حسین بن علی (دیگر) صغیر بود و کشته نشد".

البته راجع به سایر بچه های امام حسین هم صحبت می کنه، ولی من همین دو تاش برام سوال بود.

الان این دو نفر کی هستن؟! کدوم علی بن حسین رو میگه کشته نشد؟ اگه منظورش امام سجاده که خب اون که صغیر نبوده (جای دیگه ی کتاب با دو تا نقل قول میگه که صغیر نبوده)، اگر هم منظور علی اصغره که اون بالاخره تکلیفش چی شد؟ کشته شد یا نشد؟!!

لازم به ذکره که اسم هیچ کدوم از سایر کشته شدگان، علی بن حسین بن علی نیست.

 

 

---

ماشاءالله تو تاریخ انقدر راست و دورغ قاطی میشه که آدم نمی دونه چیو باور کنه!!!

 

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سر دوم مربوط به حر ریاحی است که بریده نشده.ولی کل داستان اینه که ما ایرانی هستیم و باید آیین خودمون رو داشته باشیم.اعراب همین الان هم ما رو دشمن خود میدونن چه برسه به ۱۴۰۰ سال پیش که همه چیمون رو به تاراج بردن.

حسین

اگه خوب میخوندی اسم پسر امام حسین که ما بهش میکیم علی اصغر به صورت ابوبکر ابن الحسین اومده و امام سجاد همون علی اصغره

محمّد

زمان زیادی از پست میگذره، سر علی اصغر بعد از کشته شدن امام حسین(ع) جدا میشه (از خاک بیرون کشیده میشه)، علی اصغر همون شش ماهه هست، امام زین‌العابدین نیست و امام چهارم شهید نمیشه در اون واقعه، یه جست و جو در مورد فرزندان امام حسین(ع) کنید متوجه میشید که علی بن حسین بن علی منظور علی اکبر هست که شهادت ایشان بر امام حسین(ع) بسیار سخت آمد. تاریخ طبری هم اصلا منبع مناسبی برای شیعیان نیست، حتی برای برادران اهل سنت هم مناسب نیست، دروغگویی‌ها و توهین‌هایی داره به اهل‌‌بیت، کتاب در کربلا چه گذشت ترجمه کتاب نفس المهموم تالیف حاج شیخ عباس قمی(ره) پیشنهاد میکنم بهت. توو این کتاب هر واقعه ی کربلا رو از چندین نقل بررسی کرده، مثلا روایت طبری رو گفته، روایت دیگر مورخان هم گفته. منابع خیلی مهمه

محمّد

اصلاح میکنم، نفس المهموم هم هر واقعه رو از چندین نقل بررسی کرده. روایاتهای زیر قریب به مضموم است. یه سری چیزا توو تاریخ طبری هست که مخصوص خودشه، مثلا در مورد حضرت عباس(ع)، روایت میکنه که عباس بن علی برادرانش رو قبل از خودش فرستاد به میدون، بعد میگه که دلیله این کارش این بود که میخواست ارث برادراش به خودش برسه :/ توو منابع ما میگه که به حضرت عباس(ع) گفتن که چرا اینکار رو کردی ایشون گفتند: امروز مولای من داغ برادر می‌بیند، می‌خواهم در داغ برادر دیدن هم شبیه به مولایم شوم. حضرت عباسی معرفت حضرت عباس(ع) رو کی داره؟ مثلا وقتی عباس بن علی(ع) روو به جان دادن بود، امام حسین(ع) میاد بالا سرش، سر برادرش رو میزاره رو زانوش، حضرت عباس سرش رو میکشه کنار از زانوی امام، امام میگه چرا اینکارو میکنی، میگه شما امروز وقتی شهید بشید کسی نیست که سره شما رو به زانو بگیره. من شخصا از طبری انتظار درک این موضوعات رو ندارم :/ ولی منبع مهمی هست این کتاب، به این خاطر که از اون زمان به خاطر یه سری مسائل کتابهای خیلی خیلی محدودی به دست ما رسیده، بقیه‌اش جا نمیشه توو پست بعدی میگم.

محمّد

در عین حال این نکته نباید فراموش شه که امام حسین(ع) امام سوم شیعیان است، اگه قرار باشه مطلبی رو به ایشون نسبت بدیم انصاف اینه که از منابع شیعی باشه (حداقل واسه شیعه‌ها). مثل این میمونه که به یه یهودی بگی عیسی بن مریم رو برام توصیف کن، یا به یه اورتودوکس بگی کاتولیک رو برام توصیف کن، یا از یه مسیحی بخوای پیامبر ما رو واست شرح بده، یا از یه وهابی بخوای امام زمان رو واست توضیح بده. ولی باید بدونی نظرشون چیه، یعنی خوندن تاریخ طبری لازمه، حتی گاهاْ جاهایی از تاریخ طبری استناد میکنیم. مهم اینه که موقع خوندن کتابها نباید به دید اخباری به روایات نگاه کرد، حالا هر کتابی که میخواد باشه. که شما خوشبختانه این دید رو نداری، یعنی چشم و گوش بسته روایات رو قبول نمیکنید. مثلا در مورد تعداد کسانی که شب عاشورا امام حسین(ع) رو تنها گذاشتن من نظر طبری رو قبول دارم. توو تاریخ به خاطر تحریفها خیلی چیزا مجهول مونده، (ادامه نظر بعد :دی)

محمّد

ممکنه موقع خوندن یه روایت اصلا منطقی به نظر نیاد، مثلا در مورد تعداد کسانی که یاران امام حسین(ع) قبل از شهید شدن از سپاه عمر بن سعد میکشتن، برای مثال ممکنه یکی بگه علی اکبر(ع) ۵تا کشته، یکی بگه ۲۰۰تا، مهم اینه که تشخیص بدیم که آیا در اصل موضوع تفاوتی ایجاد میکنه یا نه؟

محمّد

ببخشید دیر شد، هم اینکه باید دنبال آدرسا میگشتم هم اینکه اینترنت برای مدتی پکید. نکته: چون در نوشتار لحن مشخص نیست، یه موقع تصویر خیلی سیاهی از تاریخ طبری ترسیم نشه، همه‌ی تاریخ طبری زیر سوال نمیره ولی خب که چیزای درب و داغونی داره که نمیشه ازش گذشت. قَالَ: وزعموا أن العباس بن علي قَالَ لإخوته من أمه: عَبْد الله، وجعفر وعثمان: يَا بني أمي، تقدموا حَتَّى أرثكم، فإنه لا ولد لكم، ففعلوا، فقتلوا. (میگن ج۴ ص342) (ولی من توو نسخه آنلاین توی جزء۵ ص448.449 پیدا گردم.) گوید : گویند که عباس به برادران خویش که از یک مادر بودند، عبدالله و جعفر و عثمان گفت: ای فرزندان مادرم، پیش روید تا رثای شما گویم که فرزند ندارید..(ترجمه پاینده تاریخ طبری ،ج7 ، ص231) اعتقاد بر اینه که أثأرکم رو تحریف کردن به ارثکم. که با أثأرکم میشه عباس بن علی(ع) گفته اول شما برید که بعد از شما من خونخواه شما باشم که شما فرزند ندارید(قریب به مضموم) آخه اگه ارثکم باشه، اصلا عباس(ع) بودنش رو هم در نظر نگیریم، کدوم آدم عاقلی توو اون شلم‌شولبا به فکر ارثه؟ (ادامه نظر بعد)

محمّد

میگن این قضیه توو ابن کثیر هم اومده. من تاریخ طبری رو نخوندم، یعنی به سبک شما نخوندم. یعنی از اول شورع نمیکنم به خوندن، سعی میکنم یه موضوع رو توو منابع مختلف بخونم (که این کار رو هم نکردم، کلا مطالعه نمیکنم زیاد :دی). ولی گویا طبری کلاْ قدیر رو قبول نداره، با این اوصاف احتمال میدم فاطمیه هم قبول نداشته باشه،‌ البته چون اهل سنت هست ایشون اصلا نمیتونه قبول داشته باشه جریان فاطمه الزهرا(س) رو.

محمّد

جالب این بود که در نسخه ی عربی که آنلاین گذاشته بود، همین کلمه‌ی ارثکم رو به رنگ قرمز نوشته بود :/

محمّد

صحیح. علامه امینی یه کتاب داره به اسم الغدیر، در مورد حقانیت امیرالمومنین، طبری هم حالا یا خودش تحریف کرده یا دیگران تحریف کردن، در هر صورت روز خوش نبینن اونایی که نذاشتن کتابهای اون دوران به دست ما برسه، چه بسا اگه همین طبری هم پاشو کج میزاشت کتابش به دست ما نمیرسید. الله اعلم. اون زمان خیلی کتاب تالیف شد، ولی به دست ما نرسید. در مورد فاطمیه، این رو باید بدونیم که مقام حضرت فاطمه واسه برادران اهل سنت هم بسیار بسیار بالاست، به قولی بیش از خلفای راشدین، فلذا اگه بخوان قبول کنن که جناب عمربن خطاب همچین کاری کرده که باید کلا بیان شیعه شن. یعنی اونا میگن والا بلا این چیزایی که میگید توو کتابهای ما نیست، ما هم با اهل سنت اتحاد داریم، این بحثها هم بحث علمیه. یعنی قائدتا اگه ما بگیم لعن الله قاتلی یا فاطمه الزهراء اونا هم باید بگن آمین. یه سری شبهه هم مطرح میکنن که چطور ممکنه و از این حرفا، که جواب داده شده، ولی خب برادران اهلسنت صحاح سته رو قبول دارن، انتظار دارن توو صحاح نوشته باشه:/ اطلاعات عمومی:‌علامه امینی هم مثل اینکه گفته هرکس بعد از صلوات وعجل‌فرجهم بگه توو ثواب الغدیر شریکش می‌کنم. مفت باشه کوفت باشه :)