امروز

 

امروز هم روزه گرفتم. ماشاءالله به لطف غذاهایی که از شام پریشب مونده، تا چند روز از غذا درست کردن راحتیم!

امروز رفتیم یه خونه دیدیم که قیمت خود خونه خیلی مناسب بود، ولی از این شرکتی ها بود. به ما گفته بود ساعت 2 جلوی در ورودی خونه باشین. ما ده دقیقه به دو رسیدیم و دیدیم دونفر دیگه هم ایستادن (که با هم یه خانواده بودن). معمولا این خونه شرکتی ها یا اونایی که دلال می بره خونه رو به آدم نشون میده همین طوریه. طرف به همه میگه یه ساعت بیان! بعد میری تو، انقدر شلوغه که اصلا نمی تونی خونه رو ببینی! همه اش مردمو می بینی!

خلاصه، تا وقتی ساعت دو شد شدیم هشت تا خانواده که بعضی ها دو نفری اومده بودن، بعضی ها یه نفری. خدا رو شکر از اونجایی که خونه نسبتا بزرگ بود، 55 متری بود تقریبا، هی به هم دیگه نمی خوردیم تو خونه!! می شد خونه رو دید نیشخند.

خونه همه چیش خیلی عالی بود، فقط دو تا مشکل داشت:

اولیش این بود که کلا هیچی نداشت! فقط چهار دیواری بود! نه کابینت داشت، نه لامپ، نه یخچال، نه هییییییچ چیز دیگه ای! کلا آشپزخونه اش هم یه چهاردیواری بود.

دومیش این بود که ما هیچ شانسی برای گرفتن این خونه نداریم نیشخند، چون خیلی متقاضی داشت و اکثرا هم آلمانی بودن.

آقای مسئول که از راه اومد، ساعت پنج دقیقه به دو بود. گفت پنج دقیقه دیگه منتظر میشیم که همه بیان. بعد میریم خونه رو بهتون نشون میدم. همه اش هم آلمانی صحبت می کرد و خیییییییییلی هم تند حرف می زد. عددا رو که ما کلا چپ و چول می شنیدیم فکر کنم!! (آخه آلمانی ها عدداشونو برعکس ما می خونن، مثلا بیست و هشتو می گن هشت و بیست! بعد صد و بیست و هشتو میگن صد و هشت و بیست و تا ما بیایم تو ذهنمون تبدیل کنیم که چی شد و الان طرف گفت چند، آقاهه شیش تا جمله ی دیگه رو تموم کرده بود چشمک).

آخرش که همه چی رو توضیح داد، گفت کیا خونه رو میخوان، همه دست بلند کردن!! فقط یه خانواده نخواستن و همونجا خونه رو ترک کردن. به اونایی که خونه رو می خواستن یه برگه داد که روش مدارک لازمو نوشته بود و گفته بود ایمیل کنین.

تا آخرش که طرف اون همه توضیح داد، ما هم هرچی گفت سر تکون دادیم و اصلا هم به روی خودمون نیاوردیم که درست و حسابی آلمانی بلد نیستیم نیشخند.

حالا ما هم قراره ایمیل بزنیم و بگیم که خونه رو می خوایم.

---

امروز از صبح انرژی مضاعفی داشتم! نمی دونم چرا! ولی نمی دونم چرا هرچی هم از این انرژی مثبتا می فرستم، برنامه ام اون طوری که من می خوام جواب نمی ده! فکر کنم انرژی مثبتام خراب شدن.

---

دیشب یه خواب عجیب غریب دیدم، گفتم بیام سرچ کنم ببینم تعبیرش چیه. می بینم طرف سرچ کرده تعبیر خواب تعلیم رانندگی خنثی!!! یا تعبیر خواب امتحان!!

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
انزلی رو دوست دارم..

سلام دوست عزیز.. امید وارم اول خوش باشید ..و بعد که من تو وب گردیم خوردم به وبلاگ زیبای شما ... مطالب دل نشینی بود و بعد ارزو میکنم از خدا براتون که خونه خوبی گیرتون بیاد ... من از اونایی نیستم که میام وبلاگشون بگم بیاین وبلاگم ولی از شما میخوام سر بزنید چون واقعا خوشحال میشم... خوش باشید.. این المانی ها اجب عدادی دارند هر چقدر فکر میکنم نمیتونم بگم 128 888[قهقهه]

salar

اندکی صبر سحر نزدیک است! باید انرژی مثبتو بیشتر کنی یه مبحثی هست به نام پسماند انرژی(هیسترزیس) باید اونقدر انرژی مثبت خرج کنی که این پسماند صفر بشه که هیچ یه چیزیم باقی بمونه!(هر وقت یه مشکلی برات پیش اومد باصدای بلند بخند انگار که همه فکر کنند دیونه ای) تعبیر خوابتم اینه که ذهنت مشغوله خونست بهت استرس وارد می کنه! تو یه جمله فشار عصبی.راه حل: ریسک کنید وبیخیال باشید. یعنی بدون فکر تصمیم بگیرید. کار سختیه مخصوصا برای کسایی که همیشه کاراشون و دقیق انجام میدن! [تلفن]

صبا

از تو این کلمه هایی که گوگل به صورت پیش فرض میاره میشه کلی مردم ایران رو روانشناسی کرد و به نتیجه های عجیب غریبی رسید[لبخند]

لیلی

اگر از این خونه شرکتی هاست که از حالا مشخصه به شما تعلق نمی گیره. نمیشه با آلمان ها در این زمینه رقابت کرد