آلمانی خوب

 

بهتون که گفتم همسر مستقیم نمی خواست بره برلین. اول می خواست بره یه شهر دیگه، بعد از اونجا بره برلین. حالا برای رسیدن به همین شهر مذکورو هم داشت با یه ماشین می رفت که می رفت یه شهر دیگه!

یعنی قرار بود همسر تو مقصد صاحب ماشین پیاده بشه، قطار بگیره، بره شهر مقصد اول، بعد از اونجا هم بره برلین.

تو راه راننده گفته بود مقصد نهاییت کجاست؟ گفته بود فلان جا، گفته بود اگه ترافیک نباشه می رسونمت لبخند. حالا اون شهری که خودش می خواست بره یه ساعتی راه داشت تا جایی که همسر می خواست بره! ولی خب دستش درد نکنه.

بعد تو راه یه نفر دیگه رو هم سوار کرده بود. با اون صحبت کرده بود، فهمیده بود که اون یه شهر دیگه پیاده میشه، دوست پسرش میاد دنبالش و از اونجا میره همون شهری که همسر می خواست بره. برای همسر با طرف صحبت کرده بود. بعد به همسر گفته بود پس تو رو هم تو همون شهر پیاده می کنم، با اینا برو شهری که می خوای لبخند.

و به این ترتیب همسر یه سفر مجانی با یه آئودی A3 نصیبش شده بود. خوشا به سعادتش چشمک.

--

بله، چی فک کردین؟ آلمانی مهربون و کار راه بنداز هم داریم چشمک.

--

از وقتی اومدیم اینجا توقعامونم آلمانی شده. همسر میگه با سرعت 210 تا می رفتیم. همیشه خیلی یواش می رن ماشینا، دیگه نهایتش 160 اینا میرن.

حالا وقتی میریم ایران قان قان قان، دو ساعت طول می کشه آدم یا راه دویست کیلومتری رو بره، حوصله مون سر میره. البته اینم باید در نظر بگیریم که اگه با ماشینای ایرانی بخوایم سرعت بالا بریم که کل ماشین میره رو ویبره نیشخند!

--

گزارش سال 2014-2015 رو به همراه دو سه خط work plan تا زمان دفاعو برای استاد ایمیل کردم (عین بچه های خوب، اول ساعت کاری چشمک که قشنگگگ استاد ضد حال بخوره سر صبحی با دیدن ایمیلم نیشخند). حالا منتظر بشم استاد شصتاد تا کامنت روش بذاره که درستش کنم! البته امیدوارم این کارو نکنه؛ معمولا به این گزارش ها "خیلی" گیر نمیده (نه که نده ها، کم گیر میده!).

--

فردا باید برم، هنوز نه بلیت خریدم، نه چمدونمو جمع کردم. از همه مهم تر، نه خریدهای اونجامو از تو اینترنت پیدا کردم. باشد که رستگار شویم لبخند.

--

 حالا که این بالا حرف از آلمانی ها شد، یه چیزی هم از زبون آلمانی یادم اومد، اونم بگم.

اون روز که رفته بودیم خونه ی دوستمون، یکی از بچه ها برادراش هم اومده بودن، آخه یه شهر نزدیک همون شهری که رفته بودیم زندگی می کردن. اونا هم اینجا به دنیا اومدن.

یه جا داشتن با هم حرف می زدن راجع به فوتبال، یهویی زدن تو خط آلمانی! فهمیدیم این سه تا که اینجا به دنیا اومدن نمی تونن احساساتشونو به فارسی بروز بدن!

تازه از حرفاشون من یه کلمه ی جدید هم یاد گرفتم. جالبه واقعا، آدم چه کلمه هایی رو اینجا یاد می گیره وقتی زندگی می کنه! عمرا همچین چیزایی رو تو ایران آدم بتونه با کلاس یاد بگیره.

یکیشون می گفت دیدی هامبورگ absteigen (أبشتایگٍن) نکرد؟ absteigen یعنی پیاده شدن از دوچرخه. مثل روی پل ها، نوشته absteigen کنین. یعنی اگه با دوچرخه هستین باید پیاده شین و دوچرخه رو پیاده ببرین. ولی اینجا که بچه ها حرف می زدن از رو بافت جمله من فهمیدم یعنی هامبورگ تیمش نیفتاد دسته ی پایین تر. زدم به بغل دستیم به شوخی میگم منظورش اینه هامبورگ پیاده نشد؟ از کجا پیاده نشد؟نیشخند. میگه پیاده شدن که میشه aussteigen!! میگم اون برای پیاده شدن از اتوبوسه، این مال دوچرخه است. میگه خب من فقط پیاده شدن از اتوبوسو بلدم نیشخند.

یکی از بچه ها هم بود که وسط این برادرا نشسته بود. عین این فیلما که نشون می ده یه نفر هی سرشو برمی گردونه به سمت کسی که حرف می زنه، دقیقا هر پنج ثانیه کله اش این وری می شد، اون وری می شد! آخرشم (مثل ما) هیچی از حرفاشون سر در نمی آورد نیشخند.

بعد که ابراز احساسات بچه ها تموم شد، زبون جمع دوباره برگشت به فارسی خنده.

--

یه چیزی دیگه هم در مورد همین پیاده شدن یاد گرفتم.

اینجا کلا همه خارجی ان که انگلیسی حرف می زنن، برای همین انگلیسی درستو یاد گرفتن خیلی سخته. حتی گاهی وقتا وقتی اصطلاح چیزی رو بلدی، اگه به کار ببری کسی نمی فهمه!! باید حتما ترجمه ی تحت اللفظی کنی براشون!

مثلا من یه بار از صفر شروع کردنو که به انگلیسی میشه start from scratch رو به یکی گفتم، طرف کلا نفهمید. بهش گفتم start from zero، فهمید خنثی.

خلاصه، این پیاده شدن هم همیشه برای من مسئله ای بود. هیچ وقت نمی دونستم این کلمه ای که من میگم بالاخره درسته یا نه. آخه ما همیشه می گفتیم get off، ولی می دیدم یه سری می گن get out of، کلا ما نفهمیدیم بالاخره درست چیه. حتی بعضی ها رو شنیدم که میگن exit!

اون روز که سوار ترم بودم، یه آقای انگلیسی (با لهجه ی بریتانیایی) با بچه اش نشسته بودن نزدیک من. می خواستن پیاده شن، آقاهه به بچه اش گفت we have to debark, we have to debark. من اول کلمه رو درست نشنیدم، فک کردم چیزی مثل Depark گفته طرف. سرچ کردم تو گوشیم، چیزی پیدا نکردم. گفتم نکنه همون disembark بوده. آخه اونم میشه پیاده شدن، ولی مثلا از تو کشتی و اینا رو میگن و بیشتر من برای پیاده کردن بار دیدم استفاده میشه.

خلاصه، هنوز اومدم سرچ کنم disembark، گوگل خودش کمک کرد، اولین لینک اومد disembark vs. debark. فهمیدم اون کلمه ای که آقاهه گفته debark بوده. و خدا رو شکر این مشکل من برای همیشه حل شد. الان دیگه دقیقا می دونم پیاده شدن به انگلیسی چی میشه لبخند.

البته این کلمه مطمئنا بریتانیاییه و آمریکایی ها به احتمال خیلی خیلی زیاد کلمه ی دیگه ای مثل همون get off رو استفاده می کنن. کلا آمریکایی ها بیشتر علاقه به به کار بردن این مدل فعل های چند قسمتی دارن. ولی از اونجایی که من از بچگی علاقه داشتم به لهجه ی بریتانیایی (و تا وقتی نیومدم آلمان سعی می کردم با همون لهجه صحبت کنم)، ترجیح میدم کلمه های بریتانیایی رو یاد بگیرم. خدا رو چه دیدی؟ یه وقت دیدی خدا خواست و ما هم یه بار فرصتی نصیبمون شد با چهار تا بریتانیایی برخورد داشته باشیم لبخند!

 

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

خیلی ممنون.ممنون از توضیحاتتون.چقدر لطف کردین بمن. با آرزوی سلامتی و شادکامی.

علی

این بحث مدتی دغدغه ذهنی من بود، چون ایرانی هایی رو میدیدم که تو آمریکا از کلماتی که به نظرشون درست میاد در جای اشتباهی استفاده می کردند. بطور مثال برای اشاره به نی نوشیدنی از کلمه ای با مفهوم نی در نیزار و یا سرنگ تزریق استفاده می کردند، چرا که در دیکشنری همه این ها را به معنای نی آموخته بودند. بنابراین از همان ابتدایی که متوجه این قضیه شدم، سعی کردم کلمات رو با معنی دقیق یاد بگیرم، حتی اگر شیوه بیان آن مفهوم در زبان مادری من متفاوت از زبان جدید باشد. پس یاد گرفتم بدون آنکه این مفاهیم را در ذهن خود به زبان مادری ترجمه و سپس درک نمایم، ابتدا آن را در شرایط مختلف دیده و مستقیما درک کرده و سپس به دنبال واژگان درست آن در زبان اول بگردم. این قضیه مخصوصا در ترجمه متون حقوقی به شدت حائز اهمیت بود و باعث شد تا با کمی تلاش مضاعف به مفاهیم عمیق تر و صحیح تری دست پیدا کنم.

علی

ادامه... در بحث ترجمه زبان ها به یکدیگر، اشتباه ما این هست که همه چیز رو بر می گردونیم به زبان مادری خودمون و این مسئله باعث میشه از معنی واقعی عبارات دور بشویم. به همین دلیل هست که تو دیکشنری ها جلوی هر کلمه خارجی، چندین معنی فارسی قرار داده شده. البته این مسئله مختص ما ایرانی ها هم نیست، اما در مجموع به تجربه بنده غلط هست این روش. بطور مثال همین کلمه Absteigen که شما فرمودید معادل Descend در انگلیسی است که به معنای پایین آمدن هست. هرچند تو فارسی و در حالت امری هم زیاد گفته میشه: "بیا پایین" اما در غیر آن بیشتر "پیاده شدن" را به کار می بریم که در اصل بیانگر حالت است در نتیجه انجام عمل پایین آمدن.

علی

ادامه... بنابراین با معنای درست یعنی پایین آمدن، این کلمه دایره کاربرد بیشتری در زبان آلمانی پیدا کرده و مثلا در بحث پایین آمدن یک تیم از جدول هم استفاده می شود. ما در زبان فارسی ممکن است عبارات و واژه های دیگری را بطور کلی برای بحث پایین آمدن از جدول لیگ فوتبال استفاده کنیم مثل "رفتن" و "سقوط کردن"، اما این دلیل نمی شود که یک عبارت را بصورت مفهومی به این کلمات ترجمه کنیم، چون آلمانی ها در اصل دارند از یک بیان متفاوت برای نمایش آن مفهوم استفاده می کنند.

آنا

البته در لهجه منچستری از این فعل استفاده می کنند. کلا برید انگلیس سرسام می گیرید از بس هرکی با یک لهجه کاملا متفاوت حرف می زنه. یک طوری که بعضی ها را اصلا متوجه نمی شید چی داره می گه.

یه دوست

سلام معمولی جان ایام به کام باشه ایشالله رفتی امریکا؟

زیبا

سلام عزیز دلم ببخشید مزاحمت شدم. میتونی ی اپلیکیشنی معرفی کنی برای تبلت که بشه اینترنت بچه ها رو کنترل کرد. فقط میدونم تبلتش سامسونگه. چن تا برنامه دانلود کردم ولی فقط با ویندوز کار میکنه انگار... البته اینم بگم که قسمت استفاده از کامپیوتر مغز من تقریبا آکبند مونده...

لاله

سلام عزیزم.یه سوال داشتم اینکه برای یه دوره کوتاه 6 ماهه دانشجویی چه نوع یبمه ای میشه کرد و ماهانه چقدرهزینه داره. و اینکه هزینه های بارداری و قبلش رو پوشش میده یانه. و اینکه برای اجاره خونه یا استفاده از خوابگاه باید حساب بانکی و بیمه داشت یا نه .مرسی اگه جوابمو بدید

لاله

سلام عزیزم.یه سوال داشتم اینکه برای یه دوره کوتاه 6 ماهه دانشجویی چه نوع یبمه ای میشه کرد و ماهانه چقدرهزینه داره. و اینکه هزینه های بارداری و قبلش رو پوشش میده یانه. و اینکه برای اجاره خونه یا استفاده از خوابگاه باید حساب بانکی و بیمه داشت یا نه .مرسی اگه جوابمو بدید

reza

بابت اموزش نکات کاربردی زبان متشکرم