امروز

 

امروز هم تمام صبح و کمی از عصرم به نوشتن همون برنامه ای مذکور گذشت که بالاخره خود برنامه اش حداقل نوشته شد، حالا باید داده های ورودیشو که دو دسته اش مونده آماده کنم و بعد دیگه آمارگیریش تموم میشه. بعدش هم باید نتیجه ها رو بذارم توی مقاله و تحلیل کنم که این قسمت از همه اش سخت تره!

آخه من با آسون ترین داده های امتحان کردم و نتیجه ی خیلی خوبی نداشت و تقریبا مطمئنم که نتیجه ی دسته های دیگه هم بهتر از همین نخواهد بود!! حالا خدا بزرگه!!

---

امروز همسر آشپزی کرد، ماکارونی پخت، چه ماکارونی ای چشمک. من که دارم می ترکم هنوزم!!

---

دیروز دو تا از دوستامونو دعوت کردیم برای امروز، ولی یکیشون گفت که نمی تونه بیاد و قرار شد فردا بیان. حالا مجبوریم امروز بریم خرید کنیم. من که (گرچه یه 45 دقیقه ای خوابیدم) هنوز خوابم میاد و اصلا هم حس بیرون رفتن ندارم تو این هوای سرد! اصلا زمستون آدم باید تو خونه بمونه، پتو بپیچه دور خودش نارنگی بخوره نیشخند.

---

این کتاب خوندن منم طلسم شده. الان قصد دارم بشکنم این طلسمو چشمک.

/ 1 نظر / 2 بازدید
پیرامید

موافق پتوپیچ شدن هستم اساسی! [نیشخند] لذت زمستون به همینه دقیقا!